X
تبلیغات
مغز بادام مامان و بابا - آمینوسنتز

مغز بادام مامان و بابا

خاطرات

آمینوسنتز

 

مسئله قند خونم داشت نرمال میشد که دوباره انجام یه آزمایش داشت همه چیه زندگیمو دگرگون میکرد آه و فغان از دست دکترای نامرد و پولکی روزگار که از استرس وارد کردن به مریضاشون میخوان فقط به هدفهای پولی خودشون برسن

خانومی که شما باشین یه آقا دکتر داشت منو بابات و هر کی که در جریان بود و سکته میداد این آزمایش  خیلی خطرناک بود و میتونست باعث بشه که تورو از دست بدم . با هر کسی که در اینمورد مشورت میکردم میگفت چه علائمی دکتر در تو دیده که میخواد ازت این آزمایشو بگیره ؟ و جالبش این بود که از من نه هیچ آزمایشی کرده بود و نه هیچ چیزدیگری  و فقط و فقط به خاطر وجود علیرضا و  مشکلش که نه ژنتیکی بود و نه ارثی من باید این آزمایشو انجام میدادم

خلاصه از این دکتر به اون دکتر از این دوست به اون دوست کارم شده بود تو اینترنت سرچ کردن درمورد این آزمایشو عوارض اون و از دلشوره داشتم میمردم تا خدا کمک کرد با کمک یه دوست و معرفی یه دکترخوب این دلشوره با انجام یه آزمایش خون که جوابش برای انجام  آزمایش آمینوسنتز منفی بود به خیر گذشت و از انجام اون در رفتم ولی هنوز که هنوز با خودم فکر میکنم که نکنه مشکلی داشته باشی و من می تونستم با انجام اون آزمایش بهت کمک کنم و نکردم در اون زمان تو تقریبا"۱۴هفته ات بود

از خدا میخوام که همین جوری که خواست و تورو تو وجودم گذاشت ازت محافظت کنه و صحیح و سالم به دنیا بیای

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 15:52  توسط مامان سمی  |